پنجشنبه چهارم بهمن 1386
زمانهاي مربوط به آينده
زمانهاي مربوط به آينده
در زبان انگليسي براي بيان زمان آينده از افعال و حالتهاي مختلفي استفاده ميشود که آنها را به ترتيب اهميت در زير ميبينيد:
3. Present Progressive (حال استمراری)
4. will + be + verb-ing و فرمهاي ديگر
از فعل کمکي will براي نشان دادن آينده در جهتهاي زير استفاده ميشود:
الف- پيشبيني: براي توصيف چيزي که ميدانيم، يا انتظار داريم که اتفاق بيفتد:
· It will be rainy tomorrow.
(فردا هوا باراني خواهد بود)
· You will be sick if you eat all those sweets.
(اگر همه آن شيرينيها را بخوري مريض ميشوي)
ب- بيان تصميمي كه درست در همان لحظه گرفته شده است:
· I will answer the phone.
(من تلفن را جواب ميدهم)
· I'll see you tomorrow. bye!
(فردا ميبينمت.خداحافظ)
الف- از اين ساختار براي بيان برنامهها و تصميماتي که از قبل گرفته شدهاند، استفاده ميشود:
· We're going to paint this room blue.
(ما ميخواهيم اين اتاق را آبي بزنيم)
· I'm going to be a doctor.
(ميخواهم يک دکتر بشوم)
ب- همچنين از اين ساختار ميتوان براي بيان يک پيشگويي، مخصوصاً وقتي که براساس مدرکي در زمان حال باشد، استفاده نمود.
· She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
(او قرار است كه يك بچه بدنيا بياورد)
· It's going to rain. (It's cloudy)
(ميخواهد باران ببارد)
بعضي اوقات تفاوتي بين will و be going to براي يك پيشبيني وجود ندارد.
|
|
| |
| ||
3- حال استمراري (Present Progressive)
از حال استمراري براي بيان يک برنامه يا يک قرار بين افراد در آينده استفاده ميشود و معمولاً به آينده نزديک اشاره دارد:
· I'm meeting my friend this evening.
(امروز بعدازظهر دوستم را ملاقات ميکنم)
· They are driving to
(آنها آخر هفته به اسکاتلند ميروند)
گاهي اوقات تفاوتي نميکند که براي بيان يک برنامه يا قرار از حال استمراري و يا از ساختار be going to استفاده شود، به عنوان مثال:
· We're going to see a play tonight.
or: We're seeing a play tonight.
راههاي ديگري نيز براي صحبت درباره آينده وجود دارد، به عنوان مثال:
a) Will + be + verb-ing
· Next week I'll be talking about how to use a microscope.
(هفته آينده درباره نحوه استفاده از ميکروسکوپ صحبت خواهم کرد)
b) Be + to + verb
· Iranian president is to visit
(رئيس جمهور ايران از روسيه بازديد ميکند)
c) Be + about + to + verb
· The mayor is about to announce the result of election.
(شهردار به زودي نتايج انتخابات را اعلام خواهد کرد)
دوشنبه دهم دی 1386
جملات شرطی
جملات شرطي
جملات شرطي شامل دو قسمت ميباشند: يکي عبارت شرطي و ديگري عبارت اصلي. عبارتي که حاوي if باشد را عبارت شرطي و عبارت ديگر را عبارت اصلي ميناميم.
رويدادي که در عبارت اصلي توصيف ميشود بستگي به شرطي دارد که در عبارت شرطي بيان ميشود.
|
we will get wet. |
If it rains this evening, |
|
عبارت اصلي |
عبارت شرطي |
عبارت شرطي ميتواند در انتهاي جمله نيز بيايد، ولي در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف ميشود:
|
if you press this button. |
The door opens |
|
عبارت شرطي |
عبارت اصلي |
به طور کلي سه نوع جمله شرطي وجود دارد:
- جملات شرطي نوع اول
- جملات شرطي نوع دوم
- جملات شرطي نوع سوم
از جملات شرطي نوع اول براي بيان يک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده ميشود.
|
if |
حال ساده |
will/won't |
مصدر بدون to |
|
if |
I work hard, |
I will |
pass my exams. |
· If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)
· If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
(اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 ميرسيم)
· If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)
· You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبري خيس خواهي شد)
|
|
| |
| ||
از جملات شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار ميرود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آيندهاي متفاوت را تصور ميکنيم.
|
if |
گذشته ساده |
would ('d) |
مصدر بدون to |
|
if |
I had more money, I |
would ('d) |
buy a new car. |
|
if |
you lived in |
would ('d) |
soon learn English. |
چند مثال ديگر:
· If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
(اگر به پول احتياج داشت به او قرض ميدادم)
· If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بيشتري داشتم به شما کمک ميکردم)
· If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
(اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت ميخريدم)
· I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
(اگر آن کار را به من پيشنهاد ميکردند هم قبول نميکردم)
|
|
| |
| ||
از اين نوع جملات شرطي براي تصور گذشتهاي غير ممکن استفاده ميشود. در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوي يک گذشته متفاوت را دارد. (ولي به هر حال گذشتهها گذشته!)
|
if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + .... |
· If I'd seen you, I would have said hello.
(اگر تو را ديده بودم، سلام ميدادم)
· If he had driven more carefully, he wouldn't have been injured.
(اگر با دقت بيشتري رانندگي کرده بود، مجروح نميشد)
· If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
(اگر ميدانستم شما در بيمارستان بستري بوديد ميآمدم و شما را ملاقات ميکردم)
· I would have gone to see him if I had known that he was ill.
(اگر ميدانستم بيمار بود ميرفتم و به او سر ميزدم)
|
|
| |
| ||
چهارشنبه پنجم دی 1386
کار جدید
این بار رو اختصاص میدم به یک کار جدید از خودم . چند وقت پیش تونستم لغتهای کاربردی و مفید کامپیوتری ویندوز و فوتوشاپ رو که توی برگه نوشته بودم با صدای خودم تلفظ و معنی و بعدش هم ضبط کنم( هر لغت رو چند بار تکرار کردم) .الان این مجموعه 200 مگا بایتی رو تو کامپیوتر خودم دارم. معنی لغت ها رو واضح با تلفظ درست گفتم. و بدون شک به درد همتون میخوره. و خیلی هم خوشحال میشم که این مجموعه رو با شما دوستان هم شریک شم. ( البته صدا رو با میکروفون معمولی کامپیوتر خودم ضبط کردم و ممکنه کیفیتش عالی نباشه ولی صد در صد قابل فهمه ). گذاشتن 200 مگابایت فایل به فرمت MP3 روی سایت برای دانلود کار عاقلانه ای به نظر نمیرسه چون همونطور که همه میدونین سرعت اینترنت اینجا خیلی پایینه و به درد داونلود نمیخوره . اونایی که بهم دسترسی دارن میتونن این CD رو از من درخواست کنن .( میتونین ایممیل بزنین : h_kermaninejad@yahoo.com و یا با من تماس بگیرین :09139615527)
یکشنبه دوم دی 1386
خواندن انگليسي
چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟
سريع خواني
معمولاً افراد هنگام مطالعهي يک متن (مثلاً يک روزنامه) سعي ميکنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلي مطلب پي ببرند. شايد بتوان اين استراتژي را «سريع خواني» ناميد. در اين استراتژي مغز تلاش ميکند تا جاي ممکن کلمات کمتري را بخواند و تنها کسري از ثانيه روي هر کلمه توقف ميکند. ممکن است زبانآموزان نيز اين استراتژي را براي خواندن متون انگليسي بکار بگيرند.
حال بايد ديد اين استراتژي (سريع خواني) چه ويژگيهايي دارد:
- کلمات گرامري از قبيل حروف اضافه و حروف تعريف ديده نميشوند. چشم تنها روي کلماتي از قبيل اسمها، فعلها، صفات و قيدهاي اصلي توقف ميکند.
- وجوه کلمه ديده نميشود (مانند قسمت دوم يا سوم بودن يک فعل).
- به املاي دقيق کلمه دقت نميشود. دانسته شده است که مغز کل کلمه را از روي شکل آن تشخيص ميدهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزيه و تحليل نميکند.
- به کلمات مشکلي که براي درک معني کلمه ضروري نيستند توجه نميشود (براي صرفه جويي در وقت به ديکشنري مراجعه نميشود).
البته «سريع خواني» روش بسيار خوبي براي صرفهجويي در وقت است. اما مشکل اينجاست که شما براي درک يک مطلب به کلمات گرامري خيلي نياز نداريد، اما براي ساختن يک متن يا مطلب (هنگام نوشتن يا صحبت کردن) به آنها نياز داريد. بنابراين اگر به چيزهايي مانند حروف تعريف و حروف اضافه دقت نکنيد، نخواهيد توانست آنها را به درستي در جملات خودتان بکار گيريد.
به همين دليل بعضي از زبانآموزان يک کتاب 300 صفحهاي را تمام ميکنند و همچنان با گرامر نسبتاً پايهاي هم مشکل داشته باشند. و باز به همين دليل است که حروف اضافه و حروف تعريف جزو سختترين قسمتهاي آموزش زبان انگليسي محسوب ميشوند. توصيهاي که در اينجا به زبانآموزان ميشود اين است که اگر ميخواهيد مهارتهاي خروجي (=نوشتن و مکالمه) خود را افزايش دهيد، بايد به خودتان ياد بدهيد که به کلمات گرامري توجه کنيد.
چگونه بخوانيم؟
در اينجا چند نکتهي جالب و مهم براي مطالعهي متنهاي انگليسي به زبانآموزان توصيه ميشود:
1- هنگام برخورد با يک چيز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنيد: مثلاً يک کلمهي جديد، نحوهي کاربرد يک کلمه، يک ساختار گرامري، يک حرف اضافه، يک حرف تعريف، ترتيب لغات و .... کمي وقت بگذاريد و فکر کنيد که چرا مثلاً در يک جملهي خاص از حرف اضافهي at به جاي on استفاده شده است و يا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حاليکه شما انتظار گذشتهي ساده را داشتيد.
2- اگر در جملهاي عبارت مفيدي وجود دارد، از خودتان بپرسيد: آيا خودم ميتوانم يک عبارت مشابه بسازم؟ آيا ميتوانيد مثلاً حروف اضافه، حروف تعريف و زمانهاي صحيح را بکار ببريد؟ اگر مطمئن نيستيد، سعي کنيد يک عبارت مشابه را با صداي بلند و يا در ذهنتان بگوييد. هدف اين است که آن عبارت را در ذهنتان نگه داريد.
3- هر جا لازم است (و يا اگر صرفاً دوست داريد)، از ديکشنري استفاده کنيد تا به تعاريف کلمات و نيز به جملات نمونهي بيشتري دست پيدا کنيد.
4- جملات و عبارتهاي مفيد و کاربردي را در دفتر يادداشت خود وارد کنيد. بدين ترتيب اطمينان خواهيد يافت که در آينده باز هم آنها را مرور خواهيد کرد.
اگر دوست نداريد هنگام خواندن توقف کنيد (تا مثلاً يک کلمه را در ديکشنري جستجو کنيد)، ميتوانيد زير جملات جالب و مفيد خط بکشيد تا بعداً به آنها رسيدگي کنيد.
نکتهي مهم ديگري که بايد به آنها توجه کنيد اين است که شما مجبور نيستيد که هميشه از استراتژي بالا استفاده کنيد. خواندن به اين روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراين اگر بعد از يک مطالعهي طولاني خسته هستيد، اين روش را به کار نبريد. همچنين براي هر جمله به يک اندازه وقت صرف نکنيد. در بسياري از جملات، عبارتها و ساختارهايي که براي جملهسازي شما مفيد باشند وجود ندارد.
جمعه سی ام آذر 1386
حرف تعریف THE
حرف تعريف بوده و داراي سه معني است: را - كه - كسره
I eat apple.
I eat the apple.
I eat the apple which is red.
در جمله اول " من سيب مي خورم"، سيب نا مشخصی خورده ميشود. در جمله دوم " من سيب را مي خورم"، سيب مشخص مي شود يا به عبارتي تعريف مي شود. . در جمله سوم " من سيب قرمز را مي خورم يا من سيبي را که قرمز است، مي خورم"، سيب مشخص تر مي شود يا به عبارتي،